اخلاص
71 بازدید
تاریخ ارائه : 1/26/2013 9:54:00 AM
موضوع: اخلاق و عرفان

بسم الله الرحمن الرحیم

اخلاص

 

شکوفایی استعدادهای گوناگون انسان که در هر روز و آنی ابعاد تازه ای از آن آشکار می گردد و انسان را از مرحله ای به مرحله دیگر وارد می سازد و با دریایی مواج از استعداد ها و ابعاد به ودیعت گذاشته در وجودش روبرو می گرداند ، این امر یک راه بیشتر فرا روی انسان قرار نمی دهد ، اینکه با معرفت نفس به معرفت پروردگارش نایل گردد قَالَ النَّبِیُّ صلی الله علیه وآله وسلّم مَنْ عَرَفَ نَفْسَهُ فَقَدْ عَرَفَ رَبَّهُ ثُمَّ عَلَیْکَ مِنَ الْعِلْمِ بِمَا لَا یَصِحُّ الْعَمَلُ إِلَّا بِهِ وَ هُوَ الْإِخْلَاص‏؛ هر که خود را (از روى علم و دانش) شناخت پروردگارش را (هم از روى علم و دانش) شناخته پس ( از شناختن پروردگار از روى علم و دانش ) بر تو باد به علم و دانش به آنچه که جز به آن عمل و کار ( هر کس ) صحیح و درست نیست ، و آن علمى که جز به آن عمل و کار درست نیست اخلاص و پاکدلى است ( عمل از روى علم و دانش یعنى از روى اخلاص بجا آورده شود، نه از روى رئاء و خودنمائى ) .

نیل حقیقی به معرفت نفس جز از طریق معرفتی که خدای تبارک و تعالی می نمایاند ، ممکن و میسورنخواهد بود . بنابراین به ضرورت معرفت نفس باید معرفت به خدا داشته ودر تحصیل آن کوشید و این نیز فراهم نمی آید مگر آنطور که حضرت باریتعالی خویش را معرفی می فرماید و بر این اساس انسان عارف به نفس در برابر عظمت پروردگار عالمیان منقاد و مطیع بوده و انقیادش به نسبت معرفت خواهد بود تا خدایی و خدایی ترگردد و در این میان آیات آفاقی و انفسی بستر معرفت خدا را فراهم می آورد « سَنُریهِمْ آیاتِنا فِی الْآفاقِ وَ فی‏ أَنْفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ أَنَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ شَهیدٌ ؛ به زودى نشانه‏هاى خود را در افقها [ى گوناگون‏] و در دلهایشان بدیشان خواهیم نمود ، تا برایشان روشن گردد که او خود حقّ است. آیا کافى نیست که پروردگارت خود شاهد هر چیزى است؟ (فصلت/ 53 ) مطالعه در آیات الهی دانشی مطمئن و تزلزل ناپذیر در اختیار او قرار می دهد تا درعمل با طمأنینه ی خاطر گام بردارد و هیچ دغدغه ای در دل نداشته باشد « تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ ؛ استوارى روحشان » . ( البقرة/ 265) « قُلْ نَزَّلَهُ رُوحُ الْقُدُسِ مِنْ رَبِّکَ بِالْحَقِّ لِیُثَبِّتَ الَّذینَ آمَنُوا وَ هُدىً وَ بُشْرى‏ لِلْمُسْلِمینَ ؛ بگو: «آن را روح القدس از طرف پروردگارت به حق فرود آورده، تا کسانى را که ایمان آورده‏اند استوار گرداند، و براى مسلمانان هدایت و بشارتى است.» (النحل/ 102) چون « صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً وَ نَحْنُ لَهُ عابِدُونَ ؛ این است نگارگرى الهى و کیست خوش‏نگارتر از خدا؟ و ما او را پرستندگانیم » . (البقرة /138) و به در گاه ربوبی حضرتش نزدیکتر می نماید « ثُمَّ دَنا فَتَدَلَّى ؛ سپس نزدیک آمد و نزدیکتر شد ». (النجم/ 8 ) و هر چه می نگرد جز خدا چیزی نمی بیند « وَ لِلَّهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ فَأَیْنَما تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ واسِعٌ عَلیمٌ ؛ و مشرق و مغرب از آنِ خداست پس به هر سو رو کنید، آنجا روى [به‏] خداست. آرى، خدا گشایشگر داناست . (البقرة / 115 ) و ارزش هر چیزی را از خدا می داند « لِلَّهِ ما فِی السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ إِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ ؛ آنچه در آسمانها و زمین است از آنِ خداست، در حقیقت ، خدا همان بى‏نیاز ستوده [صفات‏] است . (لقمان/26 ) و غیراو را فقیرو نیازمند مطلق می بیند « یا أَیُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى اللَّهِ وَ اللَّهُ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ ؛ اى مردم، شما به خدا نیازمندید، و خداست که بى‏نیازِ ستوده است . ( فاطر/15) که ارزش دل بستن را ندارد و به خودی خود استقلالی نداشته و کاری از پیش نمی برد « قُلْ إِنِّی لا أَمْلِکُ لَکُمْ ضَرًّا وَ لا رَشَداً ؛ بگو: « من براى شما اختیار زیان و هدایتى را ندارم . »( الجن/ 21) بطوری که نه می تواند خیری را برای خود فراهم آورد و نه شری را از خود دفع نماید چون اگرخدا خیر و شر را ننماید انسان توان تمییز خیر و شر را ندارد « وَ أَنَّا لا نَدْری أَ شَرٌّ أُریدَ بِمَنْ فِی الْأَرْضِ أَمْ أَرادَ بِهِمْ رَبُّهُمْ رَشَداً ؛ و ما [درست‏] نمى‏دانیم که آیا براى کسانى که در زمینند بدى خواسته شده یا پروردگارشان بر ایشان هدایت خواسته است؟ » .(الجن/ 10) ؛ « عَسى‏ أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسى‏ أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللَّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لا تَعْلَمُونَ ؛ بسا چیزى را خوش نمى‏دارید و آن براى شما خوب است، و بسا چیزى را دوست مى‏دارید و آن براى شما بد است، و خدا مى‏داند و شما نمى‏دانید. (البقرة /216) و این ها همه جز در سایه رهنمود باریتعالی نمی تواند بر انسان چهره بنماید « وَ کَذلِکَ نُری إِبْراهیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنینَ ؛ و این گونه ، ملکوت آسمانها و زمین را به ابراهیم نمایاندیم تا از جمله یقین‏کنندگان باشد. (الأنعام / 75) » انسان بدون خدا معنی ندارد و ارزشی نمی تواند داشته باشد که تمام ارزش ها از اوست و براینکه معنی یابد بایددرتمام حالات خود را بر او عرضه نماید « قُلْ إِنَّ صَلاتی‏ وَ نُسُکی‏ وَ مَحْیایَ وَ مَماتی‏ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمینَ ، بگو: «در حقیقت، نماز من و [سایر] عبادات من و زندگى و مرگ من، براى خدا، پروردگار جهانیان است. (الأنعام/ 162) « الَّذی خَلَقَنی‏ فَهُوَ یَهْدینِ وَ الَّذی هُوَ یُطْعِمُنی‏ وَ یَسْقینِ وَ إِذا مَرِضْتُ فَهُوَ یَشْفینِ » ؛ آن کس که مرا آفریده و همو راهنماییم مى‏کند، و آن کس که او به من خوراک مى‏دهد و سیرابم مى‏گرداند،و چون بیمار شوم او مرا درمان مى‏بخشد، (الشعراء 78/79/80) هر کمال که بر انسان متصور است ناشی از فضل اوست « قالَ هذا مِنْ فَضْلِ رَبِّی ؛ این از فضل پروردگار من است » . (النمل/40) ؛ « ذلِکَ الْفَضْلُ مِنَ اللَّهِ وَ کَفى‏ بِاللَّهِ عَلیماً ؛ این تفضّل از جانب خداست، و خدا بس داناست . (النساء /70 ) « رَبِّ قَدْ آتَیْتَنی‏ مِنَ الْمُلْکِ وَ عَلَّمْتَنی‏ مِنْ تَأْویلِ الْأَحادیثِ فاطِرَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ ؛ پروردگارا، تو به من دولت دادى و از تعبیر خوابها به من آموختى. اى پدیدآورنده آسمانها و زمین.» (یوسف/101) و این دلیل است که بشر در تمام زمانها و مکانها در فضای آکنده از لطف و فضل الهی قراردارد وبرای برخورداری از این الطاف باید بستر را به دست خود فراهم آورد و خود را از آلودگی مبرا سازد تا فرصت جذب و تعالی دست دهد و این نیز بر اساس فرامین الهی باشد «ادْعُوا رَبَّکُمْ تَضَرُّعاً وَ خُفْیَةً إِنَّهُ لا یُحِبُّ الْمُعْتَدینَ ؛ پروردگار خود را به زارى و نهانى بخوانید که او از حد گذرندگان را دوست نمى‏دارد. (الأعراف/ 55 ) اگر چنین نکند متجاوز است چون این جهان ظرفیت تمام کمالات را ندارد و کمالات مختص زندگی دنیوی و گذارا نمی باشد و در عمل به مرتبه ای که دست یافت بدان بسنده نکند و بر استمرار و تداوم کمالات اصرار کند و الحاق به صالحین را از خدا بخواهد « أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنی‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنی‏ بِالصَّالِحینَ ؛ تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.» (یوسف/101) دانش موجود تشنگی اورا فرو نمی نشاند وداشته هایش قانع نمی نماید و ازطلب دانش باز نمی دارد « رَبِّ هَبْ لی‏ حُکْماً وَ أَلْحِقْنی‏ بِالصَّالِحینَ ؛ پروردگارا، به من دانش عطا کن و مرا به صالحان ملحق فرماى، (الشعراء/83)

آری این چنین انسانها هر چه دارند خالصا مخلصا از خدا می دانند که آغازش از اوست « انا لله » و سرانجامش بدوست « و انا الیه راجعون » و از سر صدق حنیفا مسلما « ما کانَ إِبْراهیمُ یَهُودِیًّا وَ لا نَصْرانِیًّا وَ لکِنْ کانَ حَنیفاً مُسْلِماً وَ ما کانَ مِنَ الْمُشْرِکینَ ؛ ابراهیم نه یهودى بود و نه نصرانى، بلکه حق‏گرایى فرمانبردار بود، و از مشرکان نبود. (آل‏عمران/ 67) در عبودیت پروردگار عالمیان می کوشند و سر از پا نمی شناسند و هرچه دارند در این راه از آن می گذرند ودر تحقق امر الهی حتی از عزیزترین خود نیز می گذرند و عزیزترین خودرا می بخشند « فَلَمَّا بَلَغَ مَعَهُ السَّعْیَ قالَ یا بُنَیَّ إِنِّی أَرى‏ فِی الْمَنامِ أَنِّی أَذْبَحُکَ فَانْظُرْ ما ذا تَرى‏ قالَ یا أَبَتِ افْعَلْ ما تُؤْمَرُ سَتَجِدُنی‏ إِنْ شاءَ اللَّهُ مِنَ الصَّابِرینَ ؛ و وقتى با او به جایگاه «سَعْى» رسید، گفت: «اى پسرک من! من در خواب [چنین‏] مى‏بینم که تو را سر مى‏بُرَم، پس ببین چه به نظرت مى‏آید؟» گفت: «اى پدر من! آنچه را مأمورى بکن. ان شاء اللَّه مرا از شکیبایان خواهى یافت.» (الصافات/102) و چشمداشتی ندارند « إِنَّما نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لا نُریدُ مِنْکُمْ جَزاءً وَ لا شُکُوراً ؛ ما براى خشنودى خداست که به شما مى‏خورانیم و پاداش و سپاسى از شما نمى‏خواهیم » . (الإنسان/ 9) و ارزشی به آنها نمی دهند و منتی از بابت بخشش نه بر خدا که بر ولیّ خدا ندارند « وَ لا تَمْنُنْ تَسْتَکْثِرُ ؛ و منّت مگذار و فزونى مَطَلب . (المدثر/ 6) بر خلاف آنان که به کمترین حرکت خود منت ها بار می کنند « یَمُنُّونَ عَلَیْکَ أَنْ أَسْلَمُوا قُلْ لا تَمُنُّوا عَلَیَّ إِسْلامَکُمْ بَلِ اللَّهُ یَمُنُّ عَلَیْکُمْ أَنْ هَداکُمْ لِلْإیمانِ إِنْ کُنْتُمْ صادِقینَ ؛ از اینکه اسلام آورده‏اند برتو منّت مى‏نهند بگو: «برمن از اسلام‏آوردنتان منّت مگذارید، بلکه [این‏] خداست که با هدایت کردن شما به ایمان، بر شما منّت مى‏گذارد، اگر راستگو باشید. (الحجرات : 17) باز اگر داشته باشند دراحیای شعائر الهی خرج کنند چون همه را او به فضل و رحمتش عطا کرده است « وَ لَوْ لا فَضْلُ اللَّهِ عَلَیْکُمْ وَ رَحْمَتُهُ وَ أَنَّ اللَّهَ رَؤُفٌ رَحیمٌ ؛ و اگر فضل و رحمت خدا بر شما نبود و اینکه خدا رئوف و مهربان است [مجازات سختى در انتظارتان بود]. (النور/ 20)

اینان در حصار زمان و مکان نیستند و رنگ و بوی زمان و مکان نمی گیرند هرچند درآن زندگی می کنند چرا که زمان و مکان از وجود آنان زینت می یابند و ارزش خود را مدیون وجود آنان هستند « إِنَّا زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِزینَةٍ الْکَواکِبِ ؛ ما آسمان این دنیا را به زیور اختران آراستیم. (الصافات/ 6 ) «وَ لَقَدْ زَیَّنَّا السَّماءَ الدُّنْیا بِمَصابیحَ وَ جَعَلْناها رُجُوماً لِلشَّیاطینِ وَ أَعْتَدْنا لَهُمْ عَذابَ السَّعیرِ ؛ و در حقیقت، آسمان دنیا را با چراغهایى زینت دادیم و آن را مایه طرد شیاطین [قواى مزاحم‏] گردانیدیم و براى آنها عذاب آتش فروزان آماده کرده‏ایم. (الملک/ 5 )

« حقیقت اخلاص » « وَ إِنَّ لَکُمْ فِی الْأَنْعامِ لَعِبْرَةً نُسْقیکُمْ مِمَّا فی‏ بُطُونِهِ مِنْ بَیْنِ فَرْثٍ وَ دَمٍ لَبَناً خالِصاً سائِغاً لِلشَّارِبینَ ؛ و در دامها قطعاً براى شما عبرتى است: از آنچه در [لابلاى‏] شکم آنهاست، از میان سرگین و خون، شیرى ناب به شما مى‏نوشانیم که براى نوشندگان گواراست. ( النحل : 66 ) ، « بَیْضاءَ لَذَّةٍ لِلشَّارِبینَ ؛ [باده‏اى‏] سخت سپید که نوشندگان را لذّتى [خاص‏] مى‏دهد (الصافات/ 46 ) « مَثَلُ الْجَنَّةِ الَّتی‏ وُعِدَ الْمُتَّقُونَ فیها أَنْهارٌ مِنْ ماءٍ غَیْرِ آسِنٍ وَ أَنْهارٌ مِنْ لَبَنٍ لَمْ یَتَغَیَّرْ طَعْمُهُ وَ أَنْهارٌ مِنْ خَمْرٍ لَذَّةٍ لِلشَّارِبینَ وَ أَنْهارٌ مِنْ عَسَلٍ مُصَفًّى وَ لَهُمْ فیها مِنْ کُلِّ الثَّمَراتِ وَ مَغْفِرَةٌ مِنْ رَبِّهِم‏ مَثَلِ ؛ بهشتى که به پرهیزگاران وعده داده شده [چون باغى است که‏] در آن نهرهایى است از آبى که [رنگ و بو و طعمش‏] برنگشته و جویهایى از شیرى که مزه‏اش دگرگون نشود و رودهایى از باده‏اى که براى نوشندگان لذّتى است و جویبارهایى از انگبینِ ناب. و در آنجا از هر گونه میوه براى آنان [فراهم‏] است و [از همه بالاتر] آمرزش پروردگار آنهاست. (محمد/ 15) را دریافتند یعنی « نیت را ازهرگونه شرک خفی و جلی پاک داشتند » . و « به حمد و ثنای کس دل نبسته اند » و بدان خاطر دست به عملی نزده اند « ان لکل حق حقیقة و ما بلغ عبدحقیقة الاخلاص حتی لا یحب ان یحمدعلی شی ء من عمل لله » ؛ هر حقیقتی نشانه ای دارد، هیچ بنده ای به حقیقت اخلاص نمی رسد مگر زمانی که دوست نداشته باشد که او را به خاطر اعمال الهی اش بستانید. » هرچه بود« لله » و « لوجه الله » بود و« ابتغاء مرضات الله » ، « وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَشْری نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ ؛ و از میان مردم کسى است که جان خود را براى طلب خشنودى خدا مى‏فروشد، و خدا نسبت به [این‏] بندگان مهربان است . (البقرة : 207) « یُنْفِقُونَ أَمْوالَهُمُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ تَثْبیتاً مِنْ أَنْفُسِهِمْ‏ ؛ کسانى که اموال خویش را براى طلب خشنودى خدا و استوارى روحشان انفاق مى‏کنن » . (البقرة : 265 ) « إِلاَّ ابْتِغاءَ وَجْهِ رَبِّهِ الْأَعْلى‏ ؛ جز خواستنِ رضاى پروردگارش که بسى برتر است [منظورى ندارد] ». (اللیل : 20)

درتمام مراحل حیات خود اخلاص را وجه ی همت دارند یعنی در قبل عمل ودر حین عمل و بعدعمل هرگز از اخلاص و خلوص نیت غفلت نکرده اند و مراتب عالی اخلاص که اخلاص صدیقین باشد به اخلاص درنیت و عمل و حفظ و پاسداشت آن طی طریق کرده اند و به صفت « مخلصین » در لسان وحی متصف گشته اند « وَ لَقَدْ هَمَّتْ بِهِ وَ هَمَّ بِها لَوْ لا أَنْ رَأى‏ بُرْهانَ رَبِّهِ کَذلِکَ لِنَصْرِفَ عَنْهُ السُّوءَ وَ الْفَحْشاءَ إِنَّهُ مِنْ عِبادِنَا الْمُخْلَصینَ ؛ و در حقیقت [آن زن‏] آهنگ وى کرد، و [یوسف نیز] اگر برهان پروردگارش را ندیده بود،آهنگ او مى‏کرد.چنین [کردیم‏] تا بدى و زشتکارى را از او بازگردانیم، چرا که او از بندگان مخلص مابود.(یوسف/24)

اگرچه در بین آنان فرقی نیست « قُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ ما أُنْزِلَ إِلَیْنا وَ ما أُنْزِلَ إِلى‏ إِبْراهیمَ وَ إِسْماعیلَ وَ إِسْحاقَ وَ یَعْقُوبَ وَ الْأَسْباطِ وَ ما أُوتِیَ مُوسى‏ وَ عیسى‏ وَ ما أُوتِیَ النَّبِیُّونَ مِنْ رَبِّهِمْ لا نُفَرِّقُ بَیْنَ أَحَدٍ مِنْهُمْ وَ نَحْنُ لَهُ مُسْلِمُونَ ؛ بگویید: «ما به خدا، و به آنچه بر ما نازل شده، و به آنچه بر ابراهیم و اسحاق و یعقوب و اسباط نازل آمده، و به آنچه به موسى و عیسى داده شده، و به آنچه به همه پیامبران از سوى پروردگارشان داده شده، ایمان آورده‏ایم میان هیچ یک از ایشان فرق نمى‏گذاریم و در برابر او تسلیم هستیم . » (البقرة/ 136) ولی مخلَصین درمیان خود ذومراتب هستند « تِلْکَ الرُّسُلُ فَضَّلْنا بَعْضَهُمْ عَلى‏ بَعْضٍ مِنْهُمْ مَنْ کَلَّمَ اللَّهُ وَ رَفَعَ بَعْضَهُمْ دَرَجاتٍ وَ آتَیْنا عیسَى ابْنَ مَرْیَمَ الْبَیِّناتِ وَ أَیَّدْناهُ بِرُوحِ الْقُدُسِ ؛ برخى از آن پیامبران را بر برخى دیگر برترى بخشیدیم. از آنان کسى بود که خدا با او سخن گفت و درجات بعضى از آنان را بالا برد و به عیسى پسر مریم دلایل آشکار دادیم، و او را به وسیله روح القدس تأیید کردیم . (البقرة/ 253) که برخی را آروزی الحاق است به برخی که صلوح اند « أَنْتَ وَلِیِّی فِی الدُّنْیا وَ الْآخِرَةِ تَوَفَّنی‏ مُسْلِماً وَ أَلْحِقْنی‏ بِالصَّالِحینَ ؛ تنها تو در دنیا و آخرت مولاى منى مرا مسلمان بمیران و مرا به شایستگان ملحق فرما.» (یوسف/101) هرچند علم آنان از خداست و برخداست ، افضلیت برخی از آنان در علم نیز عیان است که برخی بر برخی باذن الله مقام معلمی دارد اما افضل آنها بالاتر از این است « عَلَّمَهُ شَدیدُ الْقُوى‏ ؛ آن را [فرشته‏] شدید القوى به او فرا آموخت » . ( النجم/ 5 )

اما نباید فراموش کرد که رسیدن به این مقام منیع و منزلتی عظیم یعنی اخلاص ، خالی از موانع و راهزن نمی باشد و باید با تمام هوش و ذکاوت آنها را رصد کرد و خود را از آنها در امان داشت که شرک ازجمله ی آنهاست « إِنَّ اللَّهَ لا یَغْفِرُ أَنْ یُشْرَکَ بِهِ وَ یَغْفِرُ ما دُونَ ذلِکَ لِمَنْ یَشاءُ وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدِ افْتَرى‏ إِثْماً عَظیماً ؛ مسلّماً خدا، این را که به او شرک ورزیده شود نمى‏بخشاید و غیر از آن را براى هر که بخواهد مى‏بخشاید ، و هر کس به خدا شرک ورزد، به یقین گناهى بزرگ بربافته است ». (النساء/ 48 ) « وَ مَنْ یُشْرِکْ بِاللَّهِ فَقَدْ ضَلَّ ضَلالاً بَعیداً ؛ قطعاً دچار گمراهىِ دور و درازى شده است » . (النساء/116)

اخلاص آثار و ثمراتی به دنبال دارد که بر اساس آیات و روایات هردوحیات دنیوی و اخروی انسان را در بر می گیرد وطمأنینه خاصی بر دل راه یافتگان بر این مقام می بخشد و آینده ای روشن و پر از نور وامید فراروی او قرار می دهد . وبا بر شمردن دلایل وجودی مخلصین از انسانهایی که بر این مقام دست یافته اندیاد می کند و به عنوان الگو به انسانها معرفی می کند « لَقَدْ کانَ لَکُمْ فی‏ رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ ذَکَرَ اللَّهَ کَثیراً ؛ قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند. (الأحزاب/21 )

قطعاً براى شما در [اقتدا به‏] رسول خدا سرمشقى نیکوست: براى آن کس که به خدا و روز بازپسین امید دارد و خدا را فراوان یاد مى‏کند. (21) « قَدْ کانَتْ لَکُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فی‏ إِبْراهیمَ وَ الَّذینَ مَعَهُ إِذْ قالُوا لِقَوْمِهِمْ إِنَّا بُرَآؤُا مِنْکُمْ وَ مِمَّا تَعْبُدُونَ مِنْ دُونِ اللَّهِ کَفَرْنا بِکُمْ وَ بَدا بَیْنَنا وَ بَیْنَکُمُ الْعَداوَةُ وَ الْبَغْضاءُ أَبَداً حَتَّى تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ وَحْدَه‏ ؛ قطعاً براى شما در [پیروى از] ابراهیم و کسانى که با اویند سرمشقى نیکوست: آن گاه که به قوم خود گفتند: «ما از شما و از آنچه به جاى خدا مى‏پرستید بیزاریم. به شما کفر مى‏ورزیم و میان ما و شما دشمنى و کینه همیشگى پدیدار شده تا وقتى که فقط به خدا ایمان آورید.» (الممتحنة/4 ) ؛ « لَقَدْ کانَ لَکُمْ فیهِمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ کانَ یَرْجُوا اللَّهَ وَ الْیَوْمَ الْآخِرَ وَ مَنْ یَتَوَلَّ فَإِنَّ اللَّهَ هُوَ الْغَنِیُّ الْحَمیدُ ؛ قطعاً براى شما در [پیروى از] آنان سرمشقى نیکوست [یعنى‏] براى کسى که به خدا و روز بازپسین امید مى‏بندد. و هر کس روى برتابد [بداند که‏] خدا همان بى‏نیاز ستوده [صفات‏] است » . (الممتحنة/ 6) تا انسانها با آرامش خاطر و امیدی تحقق یافتنی قدم در وادی اخلاص نهند و به کسب مراتب بپردازند و از هر گونه دغدغه ای دل فارغ دارند . ومن الله التوفیق علی التکلان

التماس دعا - کمال بارعی

تبریز