عاقبت بخیری
60 بازدید
تاریخ ارائه : 1/5/2013 11:31:00 PM
موضوع: اخلاق و عرفان

« باسمه تعالی »

« وَ قَرْنَ فی‏ بُیُوتِکُنَّ وَ لا تَبَرَّجْنَ تَبَرُّجَ الْجاهِلِیَّةِ الْأُولى‏ وَ أَقِمْنَ الصَّلاةَ وَ آتینَ الزَّکاةَ وَ أَطِعْنَ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ إِنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهیراً » ( الأحزاب /33 )

و در خانه‏هایتان قرار گیرید و مانند روزگار جاهلیّتِ قدیم زینتهاى خود را آشکار مکنید و نماز برپا دارید و زکات بدهید و خدا و فرستاده‏اش را فرمان برید. خدا فقط مى‏خواهد آلودگى را از شما خاندان [پیامبر] بزداید و شما را پاک و پاکیزه گرداند .

« ذلِکَ الَّذی یُبَشِّرُ اللَّهُ عِبادَهُ الَّذینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلاَّ الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى‏ وَ مَنْ یَقْتَرِفْ حَسَنَةً نَزِدْ لَهُ فیها حُسْناً إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ شَکُورٌ  » ( الشورى /23 )  

این همان [پاداشى‏] است که خدا بندگان خود را که ایمان آورده و کارهاى شایسته کرده‏اند [بدان‏] مژده داده است. بگو: «به ازاى آن [رسالت‏] پاداشى از شما خواستار نیستم، مگر دوستى درباره خویشاوندان.» و هر کس نیکى به جاى آورد [و طاعتى اندوزد]، براى او در ثواب آن خواهیم افزود. قطعاً خدا آمرزنده و قدرشناس است.

« وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ وَ الْمِسْکینَ وَ ابْنَ السَّبیلِ وَ لا تُبَذِّرْ تَبْذیراً » ( الإسراء / 26 ) 

و حق خویشاوند را به او بده و مستمند و در راه‏ مانده را [دستگیرى کن‏] و ولخرجى و اسراف مکن .

« وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ وَ الْیَتامى‏ وَ الْمَساکینِ وَ ابْنِ السَّبیلِ إِنْ کُنْتُمْ آمَنْتُمْ بِاللَّهِ وَ ما أَنْزَلْنا عَلى‏ عَبْدِنا یَوْمَ الْفُرْقانِ یَوْمَ الْتَقَى الْجَمْعانِ وَ اللَّهُ عَلى‏ کُلِّ شَیْ‏ءٍ قَدیرٌ » ( الأنفال / 41 )

و بدانید که هر چیزى را به غنیمت گرفتید ، یک پنجم آن براى خدا و پیامبر و براى خویشاوندان [او] و یتیمان و بینوایان و در راه‏ماندگان است ، اگر به خدا و آنچه بر بنده خود در روز جدایى [حقّ از باطل‏]- روزى که آن دو گروه با هم روبرو شدند- نازل کردیم، ایمان آورده‏اید. و خدا بر هر چیزى تواناست .

« تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ » ( القصص/ 83 )

آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند ، و فرجام [خوش‏] از آنِ پرهیزگاران است .

عاقبت بخیری موهبت عظیمی است نباید فرصت را از دست داد .

آثار قیام حیات بخش عاشورا هیچ شکّی در پیروزی آن باقی نمی گذارد و این پیروزی از همان لحظات اولی آثار خود را نشان می دهد . بیدار شدن برخی دلهای خفته از آثار قطعی قیام حضرت امام حسین علیه السلام است که مسیر و مصیراز آن حکایت می کند و از همان ابتدا ی حرکت قافله این بیداری به چشم می خورد بطوری که گاهی اعتراضات مردمی سردمداران را به تغییر مسیر کاروان مجبور می سازند که حاصل بیداری مردم و نمودی بارز و بی نیاز از دلیل و برهان پیروزی بی بدیل قیام است . بیداری دلهایی که عمری خود را مفتخر می دانستند که ملازم قرآن هستند و سنگ قرآن خوانی بر سینه می زدند و خطّ و شعار محروم ساز « حسبنا کتاب الله » را استمرار می بخشند « لَمَّا طَلَبَ فِی حَالِ مَرَضِهِ دَوَاةً وَ کَتِفاً لِیَکْتُبَ فِیهِ کِتَاباً لَا یَخْتَلِفُونَ بَعْدَهُ وَ أَرَادَ أَنْ یَنُصَّ حَالَ مَوْتِهِ عَلَى عَلِیِّ بْنِ أَبِی طَالِبٍ علیه السلام فَمَنَعَهُمْ عُمَرُ وَ قَالَ إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ لَیَهْجُرُ حَسْبُنَا کِتَابُ اللَّهِ » پیامبر در بیماریى که به مرگ ایشان منتهى شد ، کاغذ و قلمى طلبید تا نوشته‏اى برجا نهد که پس از او میان مسلمانان اختلاف پدید نیاید و آهنگ داشت که نام على علیه السّلام را به صراحت مکتوب کند. عمر مانع شد و گفت: «پیامبر خدا هذیان مى‏گوید و کتاب خدا ما را بس است.» علامه حلى ، نهج الحق و کشف الصدق‏‏ ، موضوع: کلام‏ ، وفات: 726 ق‏ ، عربى‏ ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: دار الکتاب اللبنانی‏ ، چاپ: بیروت‏ ، چاپ: 1982 م‏ ، چاپ: اول ، ص273 ، دریغا ؛ سادگی مردم بستر یی است که بستری بمانند آن برای سوء استفاده چی ها دست نمی دهد  و آنان  با بی مهابایی تمام  به جولان می پردازند وآنچه از بانشان بر می آید می گویند و آنچه از دسشان بر می آید انجام می دهند در حالیکه قرآن دان و فهم قرآنی در قاموس اینان معنی ندارد و اگر به آویختند برای حفظ و حراست از مطامع و حطام دنیایی خویش بود و از کمترین فهم قرآنی بهره ای نبرده اند « أَ فَلا یَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ أَمْ عَلى‏ قُلُوبٍ أَقْفالُها »( محمد/ 24 ) آیا به آیات قرآن نمى‏اندیشند ؟ یا [ مگر ] بر دلهایشان قفلهایى نهاده شده است ؟ « کَلاَّ بَلْ رانَ عَلى‏ قُلُوبِهِمْ ما کانُوا یَکْسِبُونَ » ( المطففین/ 14 )نه چنین است ، بلکه آنچه مرتکب مى‏شدند زنگار بر دلهایشان بسته است. علامه حلى  ، نهج الحق و کشف الصدق‏‏  ، موضوع: کلام‏  ، وفات: 726 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: دار الکتاب اللبنانی‏  ، چاپ: بیروت‏  ، چاپ: 1982 م‏  ، چاپ: اول  ، ص 273‏  ؟ علامه مجلسى‏  ، محمد باقر  ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار  ، وفات  : 1111 ق  ، ‏ عربى  ، ‏تعدادجلد: 42 ،  ناشر: اسلامیه  ، چاپ: تهران‏  ، ج‏10 ، ص 216 چون دست از دامن معلّمان حقیقی قرآن کوتاه کرده اند « کَما أَرْسَلْنا فیکُمْ رَسُولاً مِنْکُمْ یَتْلُوا عَلَیْکُمْ آیاتِنا وَ یُزَکِّیکُمْ وَ یُعَلِّمُکُمُ الْکِتابَ وَ الْحِکْمَةَ وَ یُعَلِّمُکُمْ ما لَمْ تَکُونُوا تَعْلَمُونَ » ( البقرة/151 )

همان طور که در میان شما ، فرستاده‏اى از خودتان روانه کردیم ، [که‏] آیات ما را بر شما مى‏خواند ، و شما را پاک مى‏گرداند ، و به شما کتاب و حکمت مى‏آموزد ، و آنچه را نمى‏دانستید به شما یاد مى‏دهد. « وَ لَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا ما آتاهُمُ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ وَ قالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ سَیُؤْتینَا اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَ رَسُولُهُ إِنَّا إِلَى اللَّهِ راغِبُونَ  »  ( التوبة/ 59 ) و اگر آنان بدانچه خدا و پیامبرش به ایشان داده‏اند خشنود مى‏گشتند و مى‏گفتند: « خدا ما را بس است به زودى خدا و پیامبرش از کَرَم خود به ما مى‏دهند و ما به خدا مشتاقیم» [قطعاً براى آنان بهتر بود]. بخاطر اینکه عده ای خود خدا باور نداشتند وبه او راضی نبودند تا چه رسد به رسول خدا که به او راضی باشند و بپذیرند وحتی در رسیدن به مقاصد خود کمترین اصول پذیرفته شده میان انسانها یعنی حفظ و احترام به عهد و پیمان را نیز محترم نمی دارند و در مقام عمل و اتخاذ تصمیم ظاهر قرآن را هم که به حفظ پیمان تاکید می ورزد و پیمان شکنان را با لعن یاد می فرمایند « وَ الَّذینَ یَنْقُضُونَ عَهْدَ اللَّهِ مِنْ بَعْدِ میثاقِهِ وَ یَقْطَعُونَ ما أَمَرَ اللَّهُ بِهِ أَنْ یُوصَلَ وَ یُفْسِدُونَ فِی الْأَرْضِ أُولئِکَ لَهُمُ اللَّعْنَةُ وَ لَهُمْ سُوءُ الدَّارِ » ( الرعد/ 25 ) و کسانى که پیمان خدا را پس از بستنِ آن مى‏شکنند و آنچه را خدا به پیوستن آن فرمان داده مى‏گسلند و در زمین فساد مى‏کنند ، بر ایشان لعنت است و بد فرجامى آن سراى ایشان راست . مراعات نمی کنند . آری برای بهره مند از این دریای بیکران الهی امام علی علیه السلام می فرمایند « الْقُرْآنُ ظَاهِرُهُ أَنِیقٌ وَ بَاطِنُهُ عَمِیقٌ لَا تَفْنَى عَجَائِبُهُ وَ لَا تَنْقَضِی غَرَائِبُهُ وَ لَا تُکْشَفُ الظُّلُمَاتُ إِلَّا بِهِ فَتَفَکَّرُوا وَ انْزَجِرُوا » شیخ حسن دیلمى‏  ، إرشاد القلوب إلى الصواب‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات : 841 ق‏  ، زبان: عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: شریف رضى‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1412 ق‏  ، چاپ : اول‏  ، ج‏1 ، ص 8 که قرآن ظاهرش شگفت انگیز و باطنش دریائى ژرف و بى‏پایان از حقایق است شگفتی هاى قرآن نابود شدنى نیست و مشکلات و اسرارش بپایان نمیرسد تاریکی ها برطرف نمی شود مگر به واسطه قرآن پس اندیشه کنید و بپرهیزید از بدى‏ها . نه تنها دلخوشی صرف به مشروط کارساز نیست بلکه باید شرط را بجا آورد  ، تا در سایه ی آن توفیق عمل به قرآن را یافت و از ضلالت وگمراهی رها گردید . صف خود را از صفوف گمراهان جدا ساخت و در جمع هدایت یافتگان در آمد . تحقق چنین سعادتی بسته به شرطی است و آن شرط عبارت است از این که فاصله ی میان خود و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین را کم کرد و حائلها را کنار زد . « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً وَ لا تَفَرَّقُوا وَ اذْکُرُوا نِعْمَتَ اللَّهِ عَلَیْکُمْ إِذْ کُنْتُمْ أَعْداءً فَأَلَّفَ بَیْنَ قُلُوبِکُمْ فَأَصْبَحْتُمْ بِنِعْمَتِهِ إِخْواناً وَ کُنْتُمْ عَلى‏ شَفا حُفْرَةٍ مِنَ النَّارِ فَأَنْقَذَکُمْ مِنْها کَذلِکَ یُبَیِّنُ اللَّهُ لَکُمْ آیاتِهِ لَعَلَّکُمْ تَهْتَدُونَ » ( آل‏عمران / 103 ) 

و همگى به ریسمان خدا چنگ زنید ، و پراکنده نشوید و نعمت خدا را بر خود یاد کنید: آن گاه که دشمنان [یکدیگر] بودید ، پس میان دلهاى شما الفت انداخت ، تا به لطف او برادران هم شدید و بر کنار پرتگاه آتش بودید که شما را از آن رهانید. این گونه ، خداوند نشانه‏هاى خود را براى شما روشن مى‏کند ، باشد که شما راه یابید. تا فاصله هست و حائلی وجود دارد و وهم زدگی هست  ؛ خود یابی و دست یابی به سعادت امری محال و ناممکن است و آرزو و پندار سعادت  ، سرابی بیش نخواهد بود « وَ الَّذینَ کَفَرُوا أَعْمالُهُمْ کَسَرابٍ بِقیعَةٍ یَحْسَبُهُ الظَّمْآنُ ماءً حَتَّى إِذا جاءَهُ لَمْ یَجِدْهُ شَیْئاً وَ وَجَدَ اللَّهَ عِنْدَهُ فَوَفَّاهُ حِسابَهُ وَ اللَّهُ سَریعُ الْحِسابِ » ( النور/ 39 ) و کسانى که کفر ورزیدند ، کارهایشان چون سرابى در زمینى هموار است که تشنه ، آن را آبى مى‏پندارد ، تا چون بدان رسد آن را چیزى نیابد و خدا را نزد خویش یابد و حسابش را تمام به او دهد و خدا زود شمار است. چون سراب در بیابان نیاز هر لحظه بر گمراهی و هلاکت دلدادگان خواهد افزود و جالب اینکه فریب خوردگان آگاهانه و با اختیار پای خویش راه سراب هلاکت را در پیش گرفته اند و با هلاکت فاصله کم می کند .

اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین شرط و خط شاخص سعادت حقیقی با سعادت خود پندار و سرابی است  تا در خدمت اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین گام برداشته نشود و از خطی  که استمرارخط سرخ محمد و آل محمد صلوات الله علیهم اجمعین است  ، پیروی نشود « قُلْ أَطیعُوا اللَّهَ وَ الرَّسُولَ فَإِنْ تَوَلَّوْا فَإِنَّ اللَّهَ لا یُحِبُّ الْکافِرینَ » ( آل‏عمران /32 ) بگو: «خدا و پیامبر [او] را اطاعت کنید.» پس اگر رویگردان شدند ، قطعاً خداوند کافران را دوست ندارد.  ، سعادت حقیقی دست نخواهد داد.« یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا أَطیعُوا اللَّهَ وَ أَطیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ فَإِنْ تَنازَعْتُمْ فی‏ شَیْ‏ءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللَّهِ وَ الرَّسُولِ إِنْ کُنْتُمْ تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْیَوْمِ الْآخِرِ ذلِکَ خَیْرٌ وَ أَحْسَنُ تَأْویلاً » ( النساء /59 ) اى کسانى که ایمان آورده‏اید ، خدا را اطاعت کنید و پیامبر و اولیاى امر خود را [نیز] اطاعت کنید پس هر گاه در امرى [دینى‏] اختلاف نظر یافتید ، اگر به خدا و روز بازپسین ایمان دارید ، آن را به [کتاب‏] خدا و [سنت‏] پیامبر [او] عرضه بدارید ، این بهتر و نیک‏فرجام‏تر است.  چون شرط سعادت و عاقبت بخیری یک امر بیشتر نیست و آن عبارت است از کتاب خدا و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین است که رسول خدا صلی الله علیه و آله و سلّم می فرمایند « إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْض‏ » شیخ مفید  ، الإرشاد فی معرفة حجج الله على العباد  ، موضوع: تاریخ‏  ، وفات: 413 ق‏  ، زبان: عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: کنگره شیخ مفید  ، چاپ: قم‏  ، سال: 1413 ق‏  ، چاپ : اول ج‏1 ، ص 233 همانا من در میان شما دو چیز سنگین و گران می گذارم  ، چیزى که اگر به آن دو چنگ زنید هرگز گمراه نخواهید شد و آنها عبارتند از  کتاب خدا (قرآن) و عترت من أهل بیتم ، و قطعاً این دو از یک دیگر جدا نمی شوند تا اینکه  در کنار حوض کوثر بر من درآیند . بنابراین دوئیتی بین این دو وجود ندارد و یکی بدون دیگری وجود ندارد و به مقصود نمی رساند بخاطراینکه اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین و در رأس آنان شخص رسول الله صلی الله علی محمد وآل محمد مفسران حقیقی کتاب خدای تبارک و تعالی هستند که تبیین کلام خدا بر عهده ی ایشان است « وَ ما أَنْزَلْنا عَلَیْکَ الْکِتابَ إِلاَّ لِتُبَیِّنَ لَهُمُ الَّذِی اخْتَلَفُوا فیهِ وَ هُدىً وَ رَحْمَةً لِقَوْمٍ یُؤْمِنُونَ » ( النحل/ 64 ) و ما [این‏] کتاب را بر تو نازل نکردیم ، مگر براى اینکه آنچه را در آن اختلاف کرده‏اند ، براى آنان توضیح دهى ، و [آن‏] براى مردمى که ایمان مى‏آورند ، رهنمود و رحمتى است . و حضور در محضر اینان و کلام اینان یک توفیق الهی است که بستر سازی آن بر عهده ی انسان ها است تا این بستر را فراهم نیاورند از هدایت آنان بهره مند نخواهند بود یکی از این بستر ها و لوازم بستر ساز « گوش » است . علاوه براینکه حضور شرط است با گوش جان شنیدن هم شرط است . باید گوش دل را باز کرد و فرصت شنیدن دعوت حق را به او داد چون از راه های بسیار مهم دریافت حق و هایت یافتن و سعادتمند شدن ، « گوش کردن » است . هر یک از اعضا و جوارح انسان دارای حق و حقوقی است و از حقوق مسلّم گوش ، شنیدن حق است و اگر آن در معرض ندای حق قرار نگیرد تا آن را بشنود  ، حقّش پرداخت نشده است .

شیخ شامی از آن کسانی است که هر چند عمری در ضلالت و گمراهی گذرانده است ولی نیک درمی یابد که  برای رستگاری و نجات از باتلاق نه تنها قرین قرآن صامت شد بلکه باید به حبل الله یعنی قرآن ناطق چنگ زد « وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمیعاً  » که اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین هستند « عَنْ أَبِی الْحَسَنِ عَلِیِّ بْنِ مُوسَى الرِّضَا عَنْ أَبِیهِ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و آله وسلّم مَنْ أَحَبَّ أَنْ یَرْکَبَ سَفِینَةَ النَّجَاةِ وَ یَتَمَسَّکَ بِالْعُرْوَةِ الْوُثْقى‏* وَ یَعْتَصِمَ بِحَبْلِ اللَّهِ الْمَتِینِ فَلْیُوَالِ أَمِیرَ الْمُؤْمِنِینَ عَلِیَّ بْنَ أَبِی طَالِبٍ ع بَعْدِی وَ لْیُعَادِ عَدُوَّهُ ثُمَّ لْیَأْتَمَّ بِالْأَئِمَّةِ الْهُدَاةِ مِنْ وُلْدِهِ فَإِنَّهُمْ خُلَفَائِی وَ أَوْصِیَائِی وَ حُجَجُ اللَّهِ تَبَارَکَ وَ تَعَالَى عَلَى الْخَلْقِ بَعْدِی وَ سَادَةُ أُمَّتِی وَ قَادَةُ الْأَتْقِیَاءِ إِلَى الْجَنَّةِ حِزْبُهُمْ حِزْبِی وَ حِزْبِی حِزْبُ اللَّهِ جَلَّ جَلَالُهُ وَ حِزْبُ أَعْدَائِهِمْ حِزْبُ الشَّیْطَان‏ » شیخ حسن دیلمى‏  ، إرشاد القلوب إلى الصواب‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات : 841 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: شریف رضى‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1412 ق‏  ، چاپ : اول‏  ، ج‏2 ، ص 424 از حضرت ابى الحسن على بن موسى الرضا از پدرانش علیهم السّلام روایت کند که رسول خدا می فرمایند : هر کس دوست دارد که بر کشتى نجات سوار شود و به دستگیره محکم چنگ بزند و ریسمان را محکم بگیرد باید بعد از من امیر المؤمنین على بن ابى طالب را دوست داشته باشد و با دشمنان او را دشمن باشد آنگاه  به امامان هدایت کننده از نسل على اقتداء کند  همانا اینان خلیفه‏ها و اوصیاء و حجت‏هاى خداى تبارک و تعالى پس از من بر مردم هستند . اینان سادات و بزرگان امت من هستند  برندگان پرهیزکاران به سوى بهشت می باشند  ، گروه اینان گروه من و گروه من گروه خدا هستند و گروه دشمنانشان گروه شیطان می باشند و حقوق ذوی الحقوق را پرداخت . او حق گوش را بجای آورد « وَ أَمَّا حَقُّ السَّمْعِ فَتَنْزِیهُهُ عَنْ أَنْ تَجْعَلَهُ طَرِیقاً إِلَى قَلْبِکَ إِلَّا لِفُوَّهَةٍ کَرِیمَةٍ تُحْدِثُ فِی قَلْبِکَ خَیْراً أَوْ تَکْسِبُ خُلُقاً کَرِیماً فَإِنَّهُ بَابُ الْکَلَامِ إِلَى الْقَلْبِ یُؤَدِّی إِلَیْهِ ضُرُوبُ الْمَعَانِی عَلَى مَا فِیهَا مِنْ خَیْرٍ أَوْ شَرٍّ وَ لا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّه »ابن شعبه حرانى‏  ، تحف العقول عن آل الرسول صلی الله علیه و آله و سلّم‏  ، موضوع: اخلاق‏  ، وفات: قرن چهارم‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: جامعه مدرسین‏  ، چاپ: قم‏  ، چاپ: 1404 ق  ، چاپ: دوم‏  ، ص 257  حق گوش این است که پاکش نگه دارى ، و این مجراى قلب را جز به روى دهان ارزشمندى که خیرى در آن بوجود آرد ، یا خوى ارجمندى بدان بخشد نگشائى ، گوش دریچه ورود سخن به قلب است که مفاهیم گوناگون و نیک و بد را به آن مى‏رساند و لا قوة الا باللَّه‏ ، و آن را از هرزه گری باز داشت  «  وَ سَجَّمُوا أَسْمَاعَهُمْ أَنْ یَلِجَهَا خَوْضُ خَائِض » علامه مجلسى‏ ، محمد باقر ، بحار الأنوار الجامعة لدرر أخبار الأئمة الأطهار ، وفات  : 1111 ق ، ‏ عربى ، ‏تعدادجلد: 42،  ناشر: اسلامیه ، چاپ: تهران‏ ، ، ج‏ 65، ص171و به کلام وحیانی و کریمانه و حیات بخش که همه خیر و علم نافع است واداشت «  وَ وَقَفُوا أَسْمَاعَهُمْ عَلَى الْعِلْمِ النَّافِعِ لَهُم‏ » و پس از عمری ضلالت به حبل الله چنگ می زند بخاطر اینکه حق حبل الله « وَ جَعَلْناهُمْ أَئِمَّةً یَهْدُونَ بِأَمْرِنا وَ أَوْحَیْنا إِلَیْهِمْ فِعْلَ الْخَیْراتِ وَ إِقامَ الصَّلاةِ وَ إیتاءَ الزَّکاةِ وَ کانُوا لَنا عابِدینَ » ( الأنبیاء/ 73 )  و آنان را پیشوایانى قرار دادیم که به فرمان ما هدایت مى‏کردند، و به ایشان انجام دادن کارهاى نیک و برپاداشتن نماز و دادن زکات را وحى کردیم و آنان پرستنده ما بودند . بالاترین حقّی است که ابنای بشر در مقابل آن تکلیف دارند « وَ أَمَّا حَقِّی عَلَیْکُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَیْعَةِ وَ النَّصِیحَةُ فِی الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِیبِ وَ الْإِجَابَةُ حِینَ أَدْعُوکُمْ وَ الطَّاعَةُ حِینَ آمُرُکُم‏  » سید رضى‏ ، نهج البلاغة ، وفات: 406 ق‏ ، عربى‏ ، تعداد جلد: 1 ، ناشر: هجرت‏ ، چاپ: قم‏ ، چاپ: 1414ق‏ ، چاپ: اول ، ص 79‏  امّا حقّ من بر شما این است که به بیعت وفا کنید و در نهان و آشکارا حقّ خیرخواهى ادا کنید. چون شما را بخوانم بیایید، و چون فرمان دهم بپذیرید، و از عهده برآیید . و از بابت  آن مورد موآخذه قرار می گیرد . بدینسان درهای هدایت بروی او گشوده می گردد و هدایت می یابد و بدین ترتیب عاقبت بخیری خود را رقم می زند . « تِلْکَ الدَّارُ الْآخِرَةُ نَجْعَلُها لِلَّذینَ لا یُریدُونَ عُلُوًّا فِی الْأَرْضِ وَ لا فَساداً وَ الْعاقِبَةُ لِلْمُتَّقینَ » ( القصص/ 83 ) آن سراى آخرت را براى کسانى قرار مى‏دهیم که در زمین خواستار برترى و فساد نیستند ، و فرجام [خوش‏] از آنِ پرهیزگاران است .

در اینجا جریان آن را از کتاب وزین « الإحتجاج على أهل اللجاج »‏ « احمد بن على طبرسى »‏ طاب ثراه نقل می نماییم .

وَ عَنْ دَیْلَمِ بْنِ عُمَرَ قَالَ :               از دیلم بن عمر نقل است که گفت :

کُنْتُ بِالشَّامِ حَتَّى أُتِیَ بِسَبَایَا آلِ مُحَمَّدٍ صَلَی اللّه عَلَی مُحَمَّدِ وَ الِ مُحَمَّدِ فَأُقِیمُوا عَلَى بَابِ الْمَسْجِدِ حَیْثُ تُقَامُ السَّبَایَا وَ فِیهِمْ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیهِما الصلاةُ وَالسَّلامُ فَأَتَاهُمْ شَیْخٌ مِنْ أَشْیَاخِ أَهْلِ الشَّامِ .

هنگامى که اسیران آل محمّد صلّى اللَّه علیه و آله را به شام آوردند من آنجا بودم ، پس آنان را بر پلّکان مسجد که همیشه جاى اسیران بود بر پاى داشتند و علىّ بن حسین علیهما السّلام در جمع آنان بود  ، پس پیر مردى شامى نزد ایشان آمد .

فَقَالَ – الشَیْخُ - :                           شیخى گفت :

الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِی قَتَلَکُمْ وَ أَهْلَکَکُمْ وَ قَطَعَ قُرُونَ الْفِتْنَةِ فَلَمْ یَأْلُ عَنْ سَبِّهِمْ وَ شَتْمِهِمْ

حمد خدا را که مردان شما را کشت و آشوب را خاموش کرد و هر چه توانست به آنها بد گفت  .

فَلَمَّا انْقَضَى کَلَامُهُ                               چون سخن خود تمام کرد .

قَالَ لَهُ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیهِ السّلامُ :       امام علیه السلام می فرمایند :

إِنِّی قَدْ أَنْصَتُّ لَکَ حَتَّى فَرَغْتَ مِنْ مَنْطِقِکَ وَ أَظْهَرْتَ مَا فِی نَفْسِکَ مِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْبَغْضَاءِ فَأَنْصِتْ لِی کَمَا أَنْصَتُّ لَکَ من سکوت کردم تا سخنت به پایان رسید و هر آنچه عداوت و کینه در دل داشتى اظهار نمودى  ، پس تو نیز همچو من که برایت سکوت نمودم ، خاموش  باش‏ .

فَقَالَ لَهُ :                                         مرد شامی به امام گفت :

هَاتِ                                              بفرما :

قَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                         امام علیه السلام می فرمایند :

أَ مَا قَرَأْتَ کِتَابَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ ؟            آیا کتاب خدای عزّ و جلّ را خوانده ای ؟

قَالَ :                                             گفت :

نَعَمْ                                                بلی

فَقَالَ لَهُ عَلَیهِ السّلامُ :                           پس به او می فرمایند :

أَ مَا قَرَأْتَ فِی الْآیَةِ- قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى ‏؟   

آیا در این آیه خوانده ای   قُلْ لا أَسْئَلُکُمْ عَلَیْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِی الْقُرْبى ‏؟ 

قَالَ :                                              گفت :

بَلَى :                                               بلی

فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ :                               پس می فرمایند :

نَحْنُ أُولَئِکَ فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِی سُورَةِ بَنِی إِسْرَائِیلَ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِینَ ؟  

فرمودند ما آنان هستیم . پس آیا نیافتی برای ما در سوره ی بنی اسرائیل حقی که  ویژه  ی ماست و شامل کسی از مسلمانان نمی شود ؟

فَقَالَ :                                         پس گفت  :

 لَا :                                            نه

فَقَالَ عَلَیهِ السّلامُ :                          می فرمایند :

أَ مَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ ؟  

آیا تا حال این آیه را تلاوت نموده‏اى : « وَ آتِ ذَا الْقُرْبى‏ حَقَّهُ  »  ؟

قَالَ :                                         گفت :

 نَعَمْ                                          آرى .

قَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                    امام علیه السلام می فرمایند :

فَنَحْنُ أُولَئِکَ الَّذِینَ أَمَرَ اللَّهُ نَبِیَّهُ أَنْ یُؤْتِیَهُمْ حَقَّهُمْ

مائیم آن گروهى که خداوند به رسولش امر فرموده که حقّ ایشان را بپرداز.

 فَقَالَ الشَّامِیُّ  :                                   پیرمرد شامى گفت :

إِنَّکُمْ لَأَنْتُمْ هُمْ ؟                                  آیا واقعاً شما همان افرادید؟

فَقَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                         حضرت سجّاد علیه السّلام فرمود :

نَعَمْ فَهَلْ قَرَأْتَ هَذِهِ الْآیَةَ وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ ؟

آرى ما همان افرادیم ، آیا این آیه را تلاوت کرده‏اى :

 « وَ اعْلَمُوا أَنَّما غَنِمْتُمْ مِنْ شَیْ‏ءٍ فَأَنَّ لِلَّهِ خُمُسَهُ وَ لِلرَّسُولِ وَ لِذِی الْقُرْبى‏ » ؟

 فَقَالَ لَهُ الشَّامِیُّ :                                گفت :

بَلَى                                                 آرى .

فَقَالَ عَلِیٌّ عَلَیهِ السّلامُ :                          می فرمایند :

فَنَحْنُ ذُو الْقُرْبَى فَهَلْ تَجِدُ لَنَا فِی سُورَةِ الْأَحْزَابِ حَقّاً خَاصَّةً دُونَ الْمُسْلِمِینَ ؟

ما ذو القربى مى‏باشیم ، آیا در سوره احزاب حقّى که فقط مخصوص ما نه دیگر مسلمین باشد یافته‏اى؟

 فَقَالَ :                                             گفت :

 لَا .                                                    نه .

قَالَ عَلِیُّ بْنُ الْحُسَیْنِ عَلَیهِ السّلامُ :            امام علی بن حسین علیه السلام ی فرمایند :

أَمَا قَرَأْتَ هَذِهِ الْآیَةَ- إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً ؟

مگر این آیه را نخوانده‏اى : « إِنَّما یُرِیدُ اللَّهُ لِیُذْهِبَ عَنْکُمُ الرِّجْسَ أَهْلَ الْبَیْتِ وَ یُطَهِّرَکُمْ تَطْهِیراً » ؟

 قَالَ - دَیْلَمُ بْنُ عُمَرَ –  :                                        دیلم بن عمر گوید :

فَرَفَعَ الشَّامِیُّ یَدَهُ إِلَى السَّمَاءِ                                       پیرمرد شامى دست خود را به آسمان بلند کرد .

ثُمَّ قَالَ :                                                              سپس گفت  :

اللَّهُمَّ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ                                              خدایا به درگاهت توبه مى‏کنم !

ثَلَاثَ مَرَّاتٍ                                                          سه بار .

اللَّهُمَّ إِنِّی أَتُوبُ إِلَیْکَ مِنْ عَدَاوَةِ آلِ مُحَمَّدٍ                      بار الها از عداوت به آل محمّد توبه مى‏کنم .

وَ أَبْرَأُ إِلَیْکَ مِمَّنْ قَتَلَ أَهْلَ بَیْتِ مُحَمَّدٍ    و از گشندگان أهل بیت محمّد صلّى اللَّه علیه و آله اظهار بیزارى مى‏جویم .

وَ لَقَدْ قَرَأْتُ الْقُرْآنَ مُنْذُ دَهْرٍ فَمَا شَعُرْتُ بِهَا قَبْلَ الْیَوْم‏ . تا حال قرآن تلاوت مى‏کردم ولى متوجّه این مطالب نشده بودم احمد بن على طبرسى‏  ، الإحتجاج على أهل اللجاج‏  ، موضوع: کلام- مناظره‏  ، وفات : قرن 6  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 2  ، ناشر: مرتضى‏  ، مکان: مشهد  ، سال: 1403 ق‏  ، نوبت: اول‏  ، ج‏2 ، ص307 -306  / شیخ صدوق‏  ، أمالی الصدوق‏  ، وفات : 386 ق‏  ، عربى‏  ، تعداد جلد: 1  ، ناشر: اعلمى ‏ ، چاپ: بیروت‏  ، چاپ: 1400 ق‏  ، چاپ: پنجم‏  ، ص 165

الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعَالَمِینَ اللَّهُمَّ هَذَا مِنْکَ وَ مِنْ رَسُولِکَ وَ اَهلِ بَیتِهِ صَلَواتُ اللهِ عَلَیهِم اَجمَعین

کمال بارعی تبریز