فرهنگ توحیدی ثقلینی
110 بازدید
موضوع: اخلاق و عرفان

باسمه تعالی

باسمه تعالی

فرهنگ توحیدی ثقلینی

یکی از آسیبهای جدی که فرهنگ و مسائل فرهنگی را تهدید می کند و فرهنگ را خدشه دار نشان می دهد و چهره ای زشت از آن ارائه می دهد ؛ متولی شدن افراد ناآگاه به فرهنگ و حوزه های آن است . در بسیاری از مسائل و صحنه ها آنچهاز فرهنگ نیست به آن نسبت می دهند. و آنچه از فرهنگ است و به ذهن آنان نمی کنجد ، حذفمی کنند و نادیده می گیرند و برخی را می پذیرند و ایمان می آورند و برخی را کافرمی شوند :

النساء : 150 إِنَّ الَّذينَ يَكْفُرُونَ بِاللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يُريدُونَ أَنْ يُفَرِّقُوا بَيْنَ اللَّهِ وَ رُسُلِهِ وَ يَقُولُونَ نُؤْمِنُ بِبَعْضٍ وَ نَكْفُرُ بِبَعْضٍ وَ يُريدُونَ أَنْ يَتَّخِذُوا بَيْنَ ذلِكَ سَبيلاً

همانا آنان كه به اللهو  رسولانش كفرمی ورزند و می خواهند ميان الله و رسولانش جدايى افكنند و می گويند ايمان به بعضى آورديم و به بعضى كفر ورزيم و می خواهند كه ميان اين راهى پیشه کنند . این برخوردعلل مختلفی دارد .

فرهنگ در یک دید کلی به دو دسته تقسیم می شود

البقرة : 170 وَ إِذا قيلَ لَهُمُ اتَّبِعُوا ما أَنْزَلَ اللَّهُ قالُوا بَلْ نَتَّبِعُ ما أَلْفَيْنا عَلَيْهِ آباءَنا أَ وَ لَوْ كانَ آباؤُهُمْ لايَعْقِلُونَ شَيْئاً وَ لا يَهْتَدُونَ

و هنگامى كه به آنهاگفته شود: «از آنچه الله نازل كرده است، پيروى كنيد!» مى‏ گويند: «نه، ما از آنچه پدران خود را بر آن يافتيم، پيروى مى ‏نماييم.» آيا اگر پدران آنها، چيزى نمى ‏فهميدند و هدايت نيافتند (باز از آنها پيروى خواهند كرد)

و این دودسته نمودی سه گانه و بیشتر می یابد که هر کدام مبنا و محتوا و هدف خود را دارد.

فرهنگ هابراساس مبنا و محتوا و هدف از همدیگر بازشناخته می شوند . فرهنگ ها باب نظری وعملی دارند ، بدین جهت اهل و ابزار آنها ازهمدیگر فرق خواهند داشت .

فرهنگ دین ،فرهنگ توحیدی ثقلینی است و ارزش ها و هنجارهای خود را دارد که از لسان وحی ووحیانیت و عقل مؤید به وحی اخذ می شود .محتوای آن الهی وهدف آن الهی می باشد جون

1 - او مالک علی الاطلاق است :

النور : 42 وَ لِلَّهِ مُلْكُ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصيرُ

و ملک آسمانها و زمين براى الله است و بازگشت ‏به سوى الله است .

2 - تمام هستی مخلوق اوست :

التغابن : 3 خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ بِالْحَقِّ وَصَوَّرَكُمْ فَأَحْسَنَ صُوَرَكُمْ وَ إِلَيْهِ الْمَصيرُ

آفريد آسمانها و زمينرا به حقّ و پيكر ساخت شما را پس نكو ساخت پيكرهاى شما را و بسوى او است بازگشت‏

3 - حیات ومرگ به دست اوست و بازگشت نیز به  سوی اوست:

ق : 43 إِنَّا نَحْنُ نُحْيي‏ وَ نُميتُ وَ إِلَيْنَا الْمَصيرُ

همانا ما زنده كنيم و بميرانيم و بسوى ما است بازگشت‏

اساس فرهنگدین بر فطرت استوار است و فطرت بستر آن است :

الروم : 30 فَأَقِمْ وَجْهَكَ لِلدِّينِ حَنيفاً فِطْرَتَاللَّهِ الَّتي‏ فَطَرَ النَّاسَ عَلَيْها لا تَبْديلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ وَ لكِنَّ أَكْثَرَ النَّاسِ لا يَعْلَمُونَ

پس راست كن روى خودرا بسوى دين يكتاپرست آفرينش الله كه سرشت مردم را بر آن نيست دگرگون‏شدنى براى آفرينشالله اين است دين استوار و ليكن بيشتر مردم نمى‏دانند

پس فرهنگدین ، قدمتی به قدمت هستی انسان دارد . هر چه براساس فطرت سالم باشد. هست ها ونیست ها ، بایدها و نبایدها نفی و نهی بدی و ژشتی ها ، اثبات و امر به خوبی ها ونیکی ها ، همه در این فرهنگ جای دارند و محدود به زمان و مکان خاصی نیز نیستند واز قومی به قوم دیگر فرق نمی کند . در هیچ جای دنیا و هیچ زمانی ، عقل سلیم کشت وکشتار ، بی رحمی ، ظلم و خیانت را نمی پذیرد و به آن دعوت نکرده است و نخواهد کرد؛ چه این ظلم در جوامع به اصطلاح متمدن و چه در جوامع به اصطلاح بدوی  باشد ، عقل سلیم آن را تایید نمی کند . دین برایبرقراری صلح و صفا در بین آحاد مردم و تشکیل جامعه به معنی حقیقی کلمه می کوشد وراه سعادت و بقاء را به او می نمایاند و در نیل به سعادت و جاودانگی ، تشویق هاکرده است و از هیچ کوششی دریغ نمی کند و ارسال رسل صلوات الله علیهم اجمعین نمودتا انسان به مسیر و مقصود حقیقی هدایت شود و به سهولت طی مسیر نماید و در این مسیرو هدایت به جنگ روی خوش نشان نمی دهد و به استقبال آن نمی رود .

دین برخواست عقل سالم مهر تایید می زند و به ترویج وتشویق صلح می کوشد و به برقراری صلح وآرامش ترغیب می نماید برای مثال در بین مردمان جاهلی چهار ماه محرم الحرام ، رجب المرجب  ، ذی القعده و ذی الحجة حرمت داشته است .

البقرة : 217 يَسْئَلُونَكَ عَنِ الشَّهْرِ الْحَرامِ قِتالٍ فيهِ قُلْ قِتالٌ فيهِ كَبيرٌ وَ صَدٌّ عَنْ سَبيلِ اللَّهِ وَ كُفْرٌ بِهِ وَ الْمَسْجِدِالْحَرامِ وَ إِخْراجُ أَهْلِهِ مِنْهُ أَكْبَرُ عِنْدَ اللَّهِ وَ الْفِتْنَةُ أَكْبَرُمِنَ الْقَتْلِ وَ لا يَزالُونَ يُقاتِلُونَكُمْ حَتَّى يَرُدُّوكُمْ عَنْ دينِكُمْ إِنِ اسْتَطاعُوا وَ مَنْ يَرْتَدِدْ مِنْكُمْ عَنْ دينِهِ فَيَمُتْ وَ هُوَ كافِرٌفَأُولئِكَ حَبِطَتْ أَعْمالُهُمْ فِي الدُّنْيا وَ الْآخِرَةِ وَ أُولئِكَ أَصْحابُ النَّارِ هُمْ فيها خالِدُونَ

از تو، در باره جنگكردن در ماه حرام، سؤال مى ‏كنند بگو: «جنگ در آن، (گناهى) بزرگ است ولى جلوگيرى ازراه الله (و گرايش مردم به آيين حق) و كفر ورزيدن نسبت به او و هتك احترام مسجد الحرام،و اخراج ساكنان آن، نزد الله مهمتر از آن است و ايجاد فتنه، (و محيط نامساعد، كه مردم را به كفر، تشويق و از ايمان بازمى ‏دارد) حتّى از قتل بالاتر است. و مشركان، پيوسته با شما مى ‏جنگند، تا اگر بتوانند شما را از آيينتان برگردانند ولى كسى كه از آيينش برگردد، و در حال كفر بميرد، تمام اعمال نيك (گذشته) او، در دنيا و آخرت، بر باد مى ‏رودو آنان اهل دوزخند و هميشه در آن خواهند بود.

در این چهارماه ، عرب جاهلی به جنگ و خونریزی دست نمی زد ، هر چند عداوت شدیدی هم داشته باشند، شمشیر از نیام بر نمی گرفتند و به آرامش می کوشیدند ، دین این احترام را پاسداشت و به نهادینه شدن آن تأکید ورزیده است و به عنوان یک قاعده و اصل مسلم و جاودانه به جامعه معرفی کرد تا صلح و صفا و دوستی در بین انسان ها استمرار یابد .

التوبة : 36 إِنَّ عِدَّةَ الشُّهُورِ عِنْدَ اللَّهِ اثْناعَشَرَ شَهْراً في‏ كِتابِ اللَّهِ يَوْمَ خَلَقَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضَ مِنْهاأَرْبَعَةٌ حُرُمٌ ذلِكَ الدِّينُ الْقَيِّمُ فَلا تَظْلِمُوا فيهِنَّ أَنْفُسَكُمْ وَ قاتِلُوا الْمُشْرِكينَ كَافَّةً كَما يُقاتِلُونَكُمْ كَافَّةً وَ اعْلَمُوا أَنَّاللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ

همانا شماره ماه‏هانزد الله دوازده ماه است در كتاب الله از روزى كه آسمانها و زمين را آفريد از آنهاچهار ماه حرام است اين آئين استوار است پس در آنها به خودتان ستم نكنيد و همگى با مشركان پيكار كنيد ،چنان كه با شما پيكار كنند و بدانيد كه الله با پرهيزكاران‏ است .

این به معنی آن نیست که دین در سایر ماه ها و ایام،جنگ را تجویز می کند. دین در هرجاکه فرصت یپیش آمده از آن استفاده کرده و به حفظ جان انسان تاکید می نماید و اهمیت حیات فردو جامعه را از ضروری ترین ضروریات دانسته است و حیات فرد را به اندازه حیات انسانها اهمیت بخشیده است

المائدة : 32 مِنْ أَجْلِ ذلِكَ كَتَبْنا عَلى‏ بَني‏ إِسْرائيلَ أَنَّهُ مَنْ قَتَلَ نَفْساً بِغَيْرِ نَفْسٍ أَوْ فَسادٍ فِي الْأَرْضِ فَكَأَنَّما قَتَلَ النَّاسَ جَميعاً وَ مَنْ أَحْياها فَكَأَنَّما أَحْيَا النَّاسَ جَميعاً وَلَقَدْ جاءَتْهُمْ رُسُلُنا بِالْبَيِّناتِ ثُمَّ إِنَّ كَثيراً مِنْهُمْ بَعْدَ ذلِكَفِي الْأَرْضِ لَمُسْرِفُونَ

براى اين نوشتيم بربنى اسرائيل كه هر كس بكشد تنى را نه در برابر تنى يا تبهكاريى در زمين مانند آن استكه بكُشد مردم را همگى و آن كس كه زنده سازدش گوئيا زنده ساخته است مردم را همگى وهمانا بيامدشان فرستادگان ما به نشاني ها سپس بسيارى از ايشانند پس از اين در زمين اسراف‏كنندگان

تمام توصیه و احکام دین برای پایداری و استمرار آرامش و حفظ حیات انسان بناء گشته است ودرلسان وحی و وحیانی حضرات معصومین و ائمه اطهار علیهم السلام بیان شده است و بهعناوین و فرصت های پیش آمده به آن تأکید شده است :

امام علی بن ابی طالب علیهماالسلام می فرمایند :

وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَلِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِيالدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِه‏ .

سيد رضى،نهج البلاغة‏ ،وفات: 406 ق‏،زبان: عربى‏،تعداد جلد: 1،ناشر: هجرت‏،چاپ: قم‏،چاپ: 1414 ق‏،چاپ: اول‏، ص427 - 428

مهربانى با مردم راپوشش دل خويش قرار ده، و با همه دوست و مهربان باش. مبادا هرگز، چونان حيوان شكارى باشى كه خوردن آنان را غنيمت دانى، زيرا مردم دو دسته ‏اند، دسته ‏اى برادر دينى تو،و دسته ديگر همانند تو در آفرينش مى ‏باشند. اگر گناهى از آنان سر مى ‏زند يا علّت‏هايى بر آنان عارض مى‏ شود، يا خواسته و ناخواسته، اشتباهى مرتكب مى ‏گردند، آنان را ببخشاىو بر آنان آسان گير، آن گونه كه دوست دارى الله تو را ببخشايد و بر تو آسان گيرد .

در این میان نباید دفاع و تبلور غیرت را با جنگ و آتش افروزی و تجاوز و توسعه طلبی و زیاده خواهی و زیاده خواری اشتباه گرفت . و یا حرمت این ماه ها را یک فرصت طلایی به دشمنان تلقی کرد . حرمت این ماه ها به معنای دسته بسته بودن در مقابل دشمن و تجاوز اونیست و در صورت تجاوز و ایذاء و اذیت باید حرمت شکنان ماه های حرام را به حفظ حرمت مجاب ساخت وبه دفع تجاوز و ظلم پرداخت چون سکوت در مقابل ظلم و تجاوز اگر حرمت شکنی نباشد کمتر از آن نیست .

البقرة : 194 الشَّهْرُ الْحَرامُ بِالشَّهْرِ الْحَرامِ وَالْحُرُماتُ قِصاصٌ فَمَنِ اعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ فَاعْتَدُوا عَلَيْهِ بِمِثْلِ مَااعْتَدى‏ عَلَيْكُمْ وَ اتَّقُوا اللَّهَ وَ اعْلَمُوا أَنَّ اللَّهَ مَعَ الْمُتَّقينَ

ماهِ حرام، در برابرماهِ حرام! (اگر دشمنان، احترام آن را شكستند، و در آن با شما جنگيدند، شما نيز حقداريد مقابله به مثل كنيد.) و تمام حرامها، (قابلِ) قصاص است. و (به طور كلّى) هر كسبه شما تجاوز كرد، همانند آن بر او تعدّى كنيد! و تقوای الهی داشته باشید (و زيادهروى ننماييد)! و بدانيد که الله با پرهيزكاران است !

بنابراینبرای فهم و ترویج فرهنگ دین ، باید دست به دامن قرآن و اهل بیت صلوات الله علیهم اجمعین شد و از ولایت الهی فاصله نگرفت که هرقدر از ولایت فاصله گرفته شود، ضلالت و گمراهی بیشتری در پی خواهد داشت .

کمال بارعی - تبریز